درب کنسرو بازکن برقی

نام:
ايميل:
سايت:
   
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
  
  
 
+ ياد مهماني که نيست 

در خيالات خودم در زير باراني که نيست
مي رسم با تو به خانه،از خياباني که نيست
مي نشيني روبرويم،خستگي در مي کني
چاي مي ريزم برايت،توي فنجاني که نيست
بازمي خندي ومي پرسي که حالت بهتر است؟!
باز مي خندم که خيلي،گرچه مي داني که نيست
شعر مي خوانم برايت،واژه ها گل مي کنند
ياس و مريم مي گذارم،توي گلداني که نيست
چشم مي دوزم به چشمت،مي شود آيا کمي
دستهايم را بگيري،بين دستاني که نيست..؟!
وقت رفتن مي شود،با بغض مي گويم نرو...
پشت پايت اشک مي ريزم،در ايواني که نيست
مي روي و خانه لبريز از نبودت مي شود
باز تنها مي شوم،با ياد مهماني که نيست...!
بعد تو اين کار هر روز من است
باور اين که نباشي،کار آساني که نيست...!

مطلبتون درمورد همسر شهيدو اين حرفا بود اين شعر هم از همسر يه شهيده و به نظرم بدجوري قشنگه
پاسخ

فوقالعادست...خيلي زيبا و تاثير گذار...ممنون...