سفارش تبلیغ
صبا ویژن


























ب مثل بصیرت...میم مثل مطهری

 

شامگاه25بهمن 1389، هنوز خیابان‌های مرکزی شهر تهران در التهاب بیانیه اغتشاش‌آفرین میرحسین موسوی و مهدی کروبی است که مأموران امنیتی به منزل موسوی در خیابان پاستور و منزل مهدی کروبی در شمال تهران، آن‌ها را در حلقه محافظت خود قراردادند. یک روز بعد به تیم محافظان موسوی و کروبی ابلاغ می‌شود که مسؤولیت حفاظت را به مأموران امنیتی بسپارند.

در همین روز موسوی و کروبی در دو بیانیه جداگانه، به‌شدت به آنچه سرکوبی راهپیمایی25بهمن می‌خواندند، اعتراض کردند. همزمان شورای عالی امنیت ملی به ریاست محمود احمدی‌نژاد و با حضور حسن روحانی به‌اتفاق آرا تصویب می‌کنند که سران فتنه در منازل‌شان در حصر باشند و ارتباطات سیاسی آن‌ها قطع گردد.

چند روز بعد یک مقام قضایی که معاون دادستان تهران بود، به منزل موسوی مراجعه می‌کند و حکم قانونی مبنی بر حصر را به او ابلاغ می‌کند؛ همزمان این ابلاغ برای کروبی نیز اتفاق می‌افتد. این مقام قضایی به آن‌ها گفته بود که از وسایل ارتباطی مانند ماهواره، اینترنت ونمی‌توانند استفاده کنند.

مأموران امنیتی که منزل میرحسین موسوی را بازرسی می‌کنند، با ده‌ها دستگاه گوشی همراه، تلفن ماهواره‌ای ثریا، سیم‌کارت‌های ویژه و لپ‌تاپ مواجه می‌شوند، با آنکه قرار بود میرحسین موسوی به دستگاه‌های ارتباطی دسترسی نداشته باشد، او یک رادیو برای خود نگه می‌دارد و درحالی‌که مأموران امنیتی اطلاع داشتند که او رادیو در اختیار دارد، از این مسئله می‌گذرند. این رادیو پیشرفته، موجب می‌شد که موسوی بتواند هر شب به رسانه‌های خارجی دسترسی داشته باشد و از اخبار و تحلیل‌های بی‌بی‌سی و صدای امریکا بهره‌مند گردد.

سرویس‌های اطلاعاتی دشمن بلافاصله پس از حصر خبر از دستگیری موسوی و کروبی و انتقال آن‌ها به زندان حشمتیه دادند و می‌خواستند هزینه بازداشت سران فتنه را به‌پای نظام بنویسند اما چند روز بعد خود سایت‌های رسمی کروبی و موسوی که در فرانسه اداره می‌شدند، اعتراف کردند که موسوی و کروبی در منازل مجلل‌شان هستند.

همچنین به موسوی و کروبی ابلاغ شد که نزدیکان آن‌ها اگر تمایل داشته باشند، می‌توانند با آن‌ها ملاقات کنند. همسر کروبی با تمایل خودش نزد مهدی کروبی می‌ماند و دختران موسوی در همان هفته به دیدار موسوی و رهنورد می‌روند.

دیدارها و سفرها

روزها بر موسوی و کروبی در منازل مجلل و بزرگ‌شان می‌گذشت. کروبی روزهای خوش‌تری داشت، دوستان قدیمی‌اش هر ازگاهی به او سر می‌زدند و گعده می‌کردند. آن‌ها به کروبی می‌گفتند که کوتاه بیاید و غائله را تمام کند. شیخ قدرت علیخانی هم‌بارها درخواست دیدار کروبی را داشت اما مأموران اطلاعاتی دیدار با کروبی را منوط به موافقت کتبی مهدی کروبی کرده بودند، چراکه می‌خواستند از اتهام “تواب‌سازی “ دوری کنند، مهدی کروبی هم با ملاقات شیخ قدرت علیخانی موافقت نکرده بود.

اتهام “تواب‌سازی” پس از دیدار یک مقام میانی امنیتی با مهدی کروبی در برخی رسانه‌های غربی مطرح‌شده بود. این مقام امنیتی می‌گوید که پس از دیدار با کروبی تعجب کردم که شخصی با این درجه افکار و رفتار، چگونه سال‌ها در جمهوری اسلامی صاحب‌مقامات ارشد مانند ریاست مجلس بوده است.

عدم انسجام فکری و تحلیلی مهدی کروبی و مباحث پراکنده وی در مسائل مختلف موجب شد که اظهارات مهدی کروبی شبیه داستان حسینکرد شبستری شود. کروبی در این دیدار انتقادات بسیار تند و شدید به مواضع هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی داشت و به قول خودش از نامردی‌ها و نامهربانی‌های هاشمی و خاتمی به خود از سال‌های ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون به‌ویژه در سال‌های ماقبل حصر سخن می‌گفت.

کروبی مرتباً به استخر انقلاب می‌رفت، به‌گونه‌ای که در برخی هفته‌ها تا سه نوبت استخر برای حضور او قرق می‌شد. مأموران امنیتی کروبی را برای سفر به هر نقطه از ایران آزاد گذاشته بودند. کاشان، قم، کرج، چند سفر شمال تنها بخشی از سفرهای مهدی کروبی و محافظانش بود. او در قم به منزل خواهر مرحومش رفت و یکی از افراد فامیل کروبی به محافظان گفته بود که این برای اولین بار پس از انقلاب است که مهدی کروبی به منزل آن‌ها می‌رود.

بعضی سفرها البته برای کروبی تلخ می‌شد، هرجایی که مردم عادی او را می‌دیدند، با کنایه و گاهیمرگ بر سران فتنه” از او پذیرایی می‌کردند، مانند ماجرایی که در رستورانی در کرج رخ داد و نزدیک بود به جاهای باریک کشیده شود.

مهدی کروبی همکاری کاملی با مأموران امنیتی داشت و بیشتر دوست داشت در منزل قیطریه تنها باشد و حتی تمایلی به حضور همسرش فاطمه کروبی در منزل نداشت .با وجود اصرار خانواده و عدم منع مأموران امنیتی برای حضور در منزل جماران، نزدیک یک سال طول کشید تا مهدی کروبی سرانجام تحت‌فشار خانواده و عوامل سیاسی بیرونی رضایتش را برای انتقال به منزل جماران اعلام کند.

در سوی دیگر اما میرحسین موسوی از ابتدای حصر تاکنون بیشتر وقتش را به نقاشی، مطالعه و گوش دادن به رادیوهای خارجی می‌گذراند. او در پاسخ به این مسئله که آزاد است که به هر نقطه از ایران که بخواهد سفر کند، اظهار داشت که ذاتاً گوشه‌گیر است و تمایلی به سفر ندارد و حتی در سال‌های قبل از حصر نیز این رویه را داشته و تعداد سفرهایش بسیار معدود بوده است؛ بااین‌حال یک‌بار موسوی در عید نوروز به همراه دخترانش به ویلای یکی از آشنایانش در شمال کشور سفرکرده بود.

موسوی تردد با ماشین‌های عادی در شهر برای حضور در منزل اقوام و آشنایان را نمی‌پذیرفت چرا که می‌دانست این‌گونه تردد موجب می‌شود تا افسانه‌سرایی‌هایی که پیرامون سختگیری‌ها در حصر وجود دارد، نقش بر آب شود.

هم‌اکنون نیز میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم به تلویزیون و روزنامه‌ها دسترسی دارند.

تمهیدات خاص

یکی از جالب‌ترین موارد که در دوره حصر میرحسین موسوی پیش‌آمده بود، جدال برای خرید نان تازه و انجام کارهای روزمره مانند مراجعه به بانک و … بود ؛ موسوی از محافظان می‌خواست که هر سه وعده برای او نان تازه تهیه کنند که این مسئله با مخالفت آن‌ها روبه‌رو شد و به او گفته شد که می‌تواند خود شخصاً به نانوایی مراجعه کند.

موسوی پس از آنکه به او گفته شد خریدهای روزمره‌اش مانند خرید نان را باید خود یا همسرش انجام دهد و محافظان از انجام کارهای شخصی این خانواده معذورند، چند روزی اعتصاب کرد و سپس مجبور شد که بپذیرد یکی از نزدیکانش خریدهای منزل را انجام دهد؛ یا حضور زهرا رهنورد در بانک برای دریافت حقوقش که تصاویرش در رسانه‌ها منتشر شد.

میرحسن حبیبی موسوی، شوهر خواهر میرحسین موسوی که به‌صورت مرتب با او دیدار دارد، دراین‌باره می‌گوید: آن‌ها همچنان در خانه خودشان در حصر هستند و مایحتاج‌شان را هم خود ما تأمین می‌کنیم. خورد و خوراک، هیچ‌چیزی از طرف زندانبانان تأمین نمی‌شود و همه را خانواده تأمین می‌کند.

مأموران امنیتی از همان روز اول هرگونه رفت‌وآمد به منزل نزدیکان و دیدار با اقوام و آشنایان را بدون ارتباطات سیاسی بلامانع دانسته بودند؛ در این رابطه زهرا رهنورد بارها به دیدار پدر و مادرش رفت اما موسوی بیشتر مواقع تمایلی به همراهی رهنورد نداشت. همچنین بارها موسوی بر سر مزار پدرش در بهشت‌زهرا(س) رفت بدون آنکه محدودیت خاصی داشته باشد. دیدار و تماس تلفنی دختران موسوی با منزل خیابان پاستور هم در چهار سال گذشته به‌صورت دائم برقرار بوده اما این دیدارها و تماس‌ها دو ضابطه مهم داشته است، یکی اینکه پیام‌های سیاسی نباید رد وبدل شود، کما اینکه روز هفتم دی‌ماه 1393 موسوی روند بیانیه دادنش را به‌واسطه یکی از دخترانش از سر گرفته است؛ پیش‌ازاین هم موسوی به‌واسطه دخترانش انتخابات مجلس نهم را تحریم کرده بود، ثانیا باید این دیدارها با درخواست موسوی باشد، همچنان که موسوی در برخی مواقع تمایلی به دیدار یکی از دخترانش نداشت. این دختر موسوی ارتباط گسترده‌ای با اردشیر امیر ارجمند، به‌اصطلاح مشاور حقوقی میرحسین موسوی که وابسته به سرویس اطلاعاتی فرانسه و برادر یکی از عناصر اطلاعاتی سازمان منافقین است، داشت، البته دلایل دیگری ازجمله برخی روابط خانوادگی ونیز در این عدم تمایل مؤثر بود.

یکی دیگر از موارد خاص، مراقبت کامل پزشکی از موسوی و کروبی در دوران حصر است، به‌گونه‌ای که در این چند گوش‌به‌زنگ مرتب در حال کنترل‌های پزشکی و سلامت و چکاپ شدن بوده‌اند و به گفته یکی از آن‌ها، در سال‌های قبل از حصر آن‌ها از چنین امکانات پزشکی استفاده نکرده بودند.

هر پزشک معتمد خانواده آن‌ها در هر زمانی که اراده می‌کرد، می‌توانست به معاینه و طبابت موسوی و کروبی بپردازد و در این سال‌ها چند بار عمل‌های موضعی پزشکی توسط متخصص‌ترین پزشکان روی موسوی و کروبی صورت گرفته است.

منبع: نشریه رمز عبور

 



نوشته شده در یکشنبه 93 بهمن 26ساعت ساعت 11:46 صبح توسط سیدخدا| نظر

شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد آیا ایران با رژیم گذشته پیشرفته تر بود یا با جمهوری اسلامی؛ جواب این سوال شاید زیاد سخت نباشد اما نیاز به یک بررسی دارد.

مردم برای مقایسه قبل از انقلاب و بعد از انقلاب کافیست تا کمی تامل کنند ولی کسانی که بر این توهم باقی ماندن که اگر انقلاب نمیکردیم پیشرفته تر بودیم سخت در اشتباهند. شاید حرف آنها مبنی بر اینکه قبل از انقلاب چیزی به اسم تورم وجود نداشته است درست باشد اما در مقابلش در آمدها هم کم بود و مردم به اندازه حالا ریخت و پاش و چشم و هم چشمی نداشتند.اگر قبل از انقلاب رفتن به دانشگاه بدون کنکور بود اما در مقابلش زنان محجبه حق رفتن به دانشگاه نداشتند و استفاده از چادر برای آنان ممنوع بود و در ضمن قشر خاصی حق رفتن به دانشگاه را داشتند.اگرقبل از انقلاب نان سنگک 3ریال و سکه 80 تومان و بنزین 6 ریال بود و الان قیمت آنها چندین برابر شده است این مقایسه نابه جایی است چرا که این مقایسه مانند مقایسه زمان ناصرالدین شاه با حکومت پهلوی است ثانیا چرا برخی افراد وضع رفاه مردم را در قبل از انقلاب با بعد از انقلاب مقایسه نمی کنند، بر اساس آمار بانک جهانی، 46 درصد مردم ایران در سال 1356 زیر خط فقر بودند ؛ اما این رقم در سال 1392 به 30 درصد کاهش یافته یعنی بیش از 8/2 برابر وضعیت رفاه جامعه بهتر شده است؛

مردم! با این اوصاف واقعا اگر انقلاب نمی کردید الان در کشور پیشرفته تری بودید!؟
شایسته نیست که ما بخاطر یکسری مشکلات اقتصادی به این روز بیفتیم که انقلاب را مای? پسرفت معیشت و رشد کشور بدانیم.



نوشته شده در سه شنبه 93 بهمن 21ساعت ساعت 3:9 عصر توسط سیدخدا| نظر

سلام بر یگانه علمدار حکومت علی ابن ابیطالب در جهان حضرت امام خامنه ای...


نوشته شده در یکشنبه 93 بهمن 19ساعت ساعت 12:11 عصر توسط سیدخدا| نظر

 
بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.


سیّدعلی خامنه‌ای
1393/11/1



 In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

 

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei
21st Jan. 2015

 



نوشته شده در شنبه 93 بهمن 4ساعت ساعت 12:52 عصر توسط سیدخدا| نظر بدهید

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin
بهمن 93 - ب مثل بصیرت...میم مثل مطهری


























ب مثل بصیرت...میم مثل مطهری



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 99 آذر 8ساعت ساعت 8:56 صبح توسط | نظرنظر بدهید
طبقه بندی:  

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin
pb:ItemCount/pb:ItemCount/ pluginspage=